السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)
7
جبر و اختيار (فارسى)
جبر و اختيار از مسائل مهم [ در علم كلام ] مسئله جبر و اختيار است . اين مسأله از قديمى ترين بحث هاى علمى است كه انديشمندان و فيلسوفان به آن مشغول گشته اند و نظرات فراوانى در آن وجود دارد كه به اصلى ترين آن اشاره مى كنيم . مشهورترين انديشمندى كه در گذشته به اين مسأله پرداخت ارسطو است كه در كتاب « اخلاق به نيقوماخوس » به اين بحث اشاره كرده است . اساس نظريات و عقايد در اين باب بر سه مبناى : جبر « 1 » ، تفويض « 2 » و امر بين الامرين « 3 » استوار است . زيرا افعال انسان بر اساس احتمال عقلى از سه امر
--> ( 1 ) - مذهب اشاعره ( 2 ) - مذهب معتزله ( 3 ) - و آن مذهب عدليه ( اماميه ) است و عدليه به اين اصطلاح معروف شدند زيرا امام صادق ( ع ) فرمود : « نه جبر و نه تفويض بلكه امر ميان دو امر » راوى مى گويد به امام عرضه داشتم : امر ميان دو امر چيست ؟ امام فرمود : مثال آن چون انسانى است كه او را در هنگام گناه مى بينى و از اين كار باز مى داريد . اما او از اين كردار دست بر نمى دارد . پس او را رها مى كنى و آن گناه را مرتكب مىشود . ولى چون نصيحت تو را نپذيرفت و تو او را رها كردى ، نمى توان گفت تو او را به نافرمانى و گناه فرمان داده اى . ( اصول كافى ج 1 ص 160 باب جبر و قدر و امر بين الامرين ) . و از كتاب عيون اخبار الرضا ( ع ) از يزيد بن عمير بن معاويه شامى روايت شده است كه مى گويد : در مرو بر على بن موسى الرضا ( ع ) وارد شدم و عرضه داشتم : اى فرزند رسول خدا ، براى ما از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمودند : نه جبر و نه تفويض بلكه امر بين الامرين معناى اين سخن چيست ؟ امام فرمود : هر كس گمان كند كه خداوند افعال ما را انجام مىدهد آنگاه ما را به سبب آن فعال مجازات مىكند قائل به جبر شده است و هر كس گمان كند كه خداوند امر آفريدگان و روزى آن ها را به حجت و نشانه هاى خود ] معصومين ( ع ) ] واگذارده ، قائل به تفويض شده است . كسى كه از جبر سخن گويد كافر و هر كس از تفويض سخن گويد مشرك است راوى گويد عرضه داشتم : اى فرزند رسول خدا ، امر بين دو امر چيست ؟ امام فرمود : وجود راه براى انجام آنچه به آن فرمان داده شده و ترك آنچه از آن بازداشته شده است . عرضه داشتم : آيا خداوند در اين امر مشيت و اراده اى دارد . امام فرمود : اراده خداوند و مشيت او در عبادات ، امر به آن و خشنودى به سبب آن و كمك نمودن [ انسان ] بر انجام آن است و اراده و مشيت خداوند در گناهان بازداشتن از آن و ناخشنودى به سبب آن و خوار نمودن [ انسان ] به سبب انجام آن است . راوى مى گويد عرضه داشتم : آيا خداوند در اين امور قضايى دارد ؟ امام فرمود : بله ، هيچ فعل نيك و بدى از افعال بندگان نيست مگر آنكه خداوند در آن قضايى دارد . عرضه داشتم : معناى اين قضا چيست ؟ امام فرمود : « حكم بر بندگان در دنيا و آخرت به پاداش و كيفرى كه به سبب كردارشان مستحق آن هستند . » مراجعه كن عيون اخبار الرضا ج 1 ص 124 ح 17 / و بحار الانوار ج 5 ص 12 و روايات بسيار زيادى كه بر اين معنا دلالت مىكند .